![]() |
![]() |
|
| در تنهاترین تنهایی هایم به این می اندیشم که چقدر تنهام..تنهاتر از تنهاترین تنهای دنیا! |
خیلی سخته اینکه تمام عمر به خاطر کسی زندگی کرده باشی که ووجود تو هیچ اهمیتی برای اون نداشته..خیلی سخته اینکه عاشق کسی بشی که نباید می شدی...خیلی سخته اینکه با کلی سختی وسالها تلاش قصر رویایی بنا بنهی که تا آسمون قد کشیده واما یه روز بی خبر قصر با همه ی رویاهاش رو سرت اوار بشه...خیلی سخته اینکه بهترین دوست دوران زندگیت بزرگترین دشمن از اب در اد..خیلی سخته اینکه همه کس دوست اشنا خانواده داشته باشی واما دلت مظلومانه فریاد بزنه که تو هیچکس رونداری تنهاست..خیلی سخته توسخت ترین وبدترین شرایط زندگیت عزیزترین ونزدیکترین کست تو رو با کلی غم وتنهایی ومشکل تنها بذاره وبره..خیلی سخته زندگی زیبا با هرمه ی زیباییهاش برات پوچ وبی معنی وتلخ بشه..خیلی سخته اینکه احساس کنی بهار از دلت واسه همیشه بیرون رفته وپاییز طولانی به کوچه پس کوچه های دل پا گذاشته..خیلی سخته احساس بلاتکلیفی کنی..خیلی سخته اینکه دلت خیلی تنگ بشه وندونی چیکار کنی..خیلی سخته اینکه دلت یه چیزی بخواد اما ندونی چی..خیلی سخته اینکه قشنگترین گل باغ ارزوهاتو تویه باغ دیگه ببینی وهیچ کاری ازت بر نیاد حتی نتونی ازش بپرسی چرا؟؟!..خیلی سخته دلت رو به کسی بسپری که دلش روبه دیگری سپرده..خیلی سخته جایی باشی که همهمه ی سکوت ازت بخواد حرف بزنی اما نتونی..خیلی سخته دلت گرفته باشه اما نتونی باکسی درددل کنی یا شاید هم کسی رونداشته باشی تا درداتو بهش بگی(بی کسی بد دردیه..خیلی بد)خیلی سخته اینکه به تنهاکس زندگیت بگی برو ولی بهش نگی که به خاطر خودش باید بره..خیلی سخته اینکه دلت برا هزاروصدوچندمین باردلت خیلی سختتر از هر بار به دست عزیزترین کست بشکنه..خیلی سخته اینکه دنیا تو نظرت خیلی کوچیک ویا خیلی بزرگ بشه وزندگی تکراری وخسته کنندهبشه..خیلی سخته بعد یه غروب خیلی غمناک احساس کنی که خورشید دیگه هیچ وقت طلوع نمی کنه..آره همه ی اینها سخته حتی به دنیا آمدن وبودن وماندن وزندگی کردن ومردن تحقیرشدن موردتمسخردیگران قرار گرفتن سخته ..اما سختتر از همه ی این سختیها اینه که توتنهاترین تنهاییت تنهای تنها باشی...درست مثل من خدایا دلم خیلی گرفته.. |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 21:26 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
آخرین خط دلم آشنائی با تنهاترین تنها غمکده دل تنهام |
| از تنهائیم |
در بهار زندگی احساس پیری می کنم
باهمه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم زیاران به ظاهر خوب خود بعداز آن برکودک دل سختگیری می کنم دربه رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام من سمیه دیپلم ریاضی و متولد 16 خردادم ذوق و شوق دانشگاه رفتن همه دلخوشیم واینکه تنهای تنهام همه ناراحتیمه .تنهاکس تنهایی هام منو تو تنهاترین تنهاییم تنهای تنها گذاشت.تو وبلاگم بیشتر با تنهاییم آشنا می شین امیدوارم خوشتون بیاد و خوشحال می شم نظرتون رو هم بدونم..... |
| خط خطی های دلم |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
یه درد دل ساده |
|
RSS
|