![]() |
![]() |
|
| در تنهاترین تنهایی هایم به این می اندیشم که چقدر تنهام..تنهاتر از تنهاترین تنهای دنیا! |
ای خدا یعنی می شه یه روز....تو که خوب می دونی تموم آزروهامو خیلی وقت پیش باختم و حالا دیگه هیچ آرزوئی ندارم اما نه خداجونم هنوز یه خواسته کوچیک نمی دونم شایدم بزرگ تو متروکه ی دلم هست و با همه ی نا امیدی م به لطف بی کرانت ای مهربون ترینم امیدوارم.ای خدا فقط می خوام یه روز واسه یه لحظه هم که شده بین الحرمین باشم تو می گی این خواسته ی زیادیه؟خدای بزرگ جز این دیگه هیچ چیز دیگه ای نمی خوام پس این خیلی بی انصافیه که بخوای خواسته م رو نادیده یا همون نشنیده بگیری و....خدایا یعنی می شه...... |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
پنجشنبه نهم اسفند 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 19:16 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
آخرین خط دلم آشنائی با تنهاترین تنها غمکده دل تنهام |
| از تنهائیم |
در بهار زندگی احساس پیری می کنم
باهمه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم زیاران به ظاهر خوب خود بعداز آن برکودک دل سختگیری می کنم دربه رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام من سمیه دیپلم ریاضی و متولد 16 خردادم ذوق و شوق دانشگاه رفتن همه دلخوشیم واینکه تنهای تنهام همه ناراحتیمه .تنهاکس تنهایی هام منو تو تنهاترین تنهاییم تنهای تنها گذاشت.تو وبلاگم بیشتر با تنهاییم آشنا می شین امیدوارم خوشتون بیاد و خوشحال می شم نظرتون رو هم بدونم..... |
| خط خطی های دلم |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
یه درد دل ساده |
|
RSS
|