![]() |
![]() |
|
| در تنهاترین تنهایی هایم به این می اندیشم که چقدر تنهام..تنهاتر از تنهاترین تنهای دنیا! |
|
سلام دوستان!به سفارش یکی از دوستای خوبم تصمیم گرفتم اگه بشه دیگه از تنهایی تو وبم ننویسم..نظر شما چیه؟
آقایان نخوانند! ... بالاخره دکتر وارد شد..با نگاهی خسته..ناراحت و جدی..در حالی که قیافه ی نگرانی به خود گرفته بود گفت:متاسفم که بایدحامل خبر بدی براتون باشم...تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده پیوند مغزه..این عمل کاملا"در مرحله ی آزمایش و خطر ناکه...ولی در عین حال راه دیگری هم وجود نداره...بیمه کل هزینه ی عمل را پرداخت می کنه ولی هزینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنید....اعضای خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردن....پس از مدتی بالاخره یکی از آنها پرسید:خب قیمت یه مغز چنده؟ ..دکتر بلا فاصله جواب داد:۵۰۰۰ دلار برای مغز یک مرد...و ۲۰۰۰ دلار برای مغز یک زن....موقعیت ناجوری بود..آقایان داخل اتاق سعی می کردن که نگاهشون با نگاه خانومها تلاقی نکنه....بعضی ها هم با خودشون پوزخند می زدن..بلاخره یکی از خانومها طاقت نیاورد و سوالی که پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید...که چرا مغز آقایون گرونتره؟؟!!دکتر با معصومیت بچگانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد که:این قیمت استاندارد عمله!...باید بادآوری کنم ..که مغز خانومها چون استفاده می شه ..خب دست دومه و طبیعتا" ارزونتره ....ولی مغز آقایان آکبنده....پس گرو نتره! سر کاری بود...فقط خواستیم یه کم بخندیم ..همین! |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
جمعه نوزدهم مرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 17:9 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
اگر دنیا نمی داند که من غمگین تر از غمگین ترین غمگین دنیایم
بیا یک لحظه بامن باش که من تنهاتر از تنها ترین تنهای دنیایم!
راستش نمی خواستم آپ کنم...آخه دلم خیلی گرفته...دلم تنگه...نمی دونم چرا؟!دلم می خواد بشینم یه گوشه ای از تنهایی...تو تنهایی هام برای تنهاییم بگریم...برای اینکه تو هفت آسمون حتی یه ستاره کوچیک هم ندارم...ستاره امید من مدتهاست گم شده...دلم می خواد گریه کنم...برای اینکه تو تنهاترین تنهاییم تنهای تنهام...اونقدر تنها که ...احساس می کنم...خدا هم تنهام گذاشته...شاید تو دنیا خیلیا تنها باشن... اما هیچکس به اندازه من تنها نیست....خدایییییا!.....یعنی تو این همهمه های سکوت صدای دلم رو نمی شنوی...که داره با صدای بی صدایی..فریاد می زنه...خیلی تنهام..تنهای تنها..تورو به خودت قسم می دم...که دوباره بیای به قلب خسته و شکسته من..خداجون دلم خیلی گرفته...بیا ...می خوام نگاه خسته مو از آسمون بگیرم...آخه دلم که ستاره ای نداره ...می خوام نگاه مو از آدمها بگیرم..آخه تو دنیای به این بزرگی ..هیچکس..دل کوچیکم رو دوست نداره...می خوام این زمین و آدمیان وحتی خودم رو رها کنم ..پر بکشم بیام به درگاهت..اما خداجون من که.. پر پرواز ..ندارم..پس تو بیا نذار تو تنهایی هام تنهای تنها بمیرم!....خدا جون ..منو ببخش اگه ازم دلخوری..و..بیا که دلم بد جور هواتو کرده! (دوستان ببخشید اگه این دفعه آپ خوبی نداشتم آخه دلم خیلی گرفته شما دعا کنین خدا باهام آشتی کنه) |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
شنبه سیزدهم مرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 15:27 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
پدر جان تورا تا بی نهایت..از زمین تا آسمانها...تا کهکشانها...اندازه تمام ستاره های آسمان...به اندازه ی تمام آدمهای دروغگو و بی معرفت روی زمین...به تعداد تپش های قلبم .. از اول تا آخر...در هر نفسی که می کشم... فقط وفقط یکی ....دوستت دارم. امام علی(ع): ببینید و دل مبندید...چشم بیندازید و دل مبازید...که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت. |
|
+ تو یکی از روزای خدا مثل
جمعه پنجم مرداد 1386وقتی عقربه های ساعت رسیدن روی 11:46 یکی شاید یه غریبه خط دلشو نوشت |
|
|
آخرین خط دلم آشنائی با تنهاترین تنها غمکده دل تنهام |
| از تنهائیم |
در بهار زندگی احساس پیری می کنم
باهمه آزادگی فکر اسیری می کنم بس که بد دیدم زیاران به ظاهر خوب خود بعداز آن برکودک دل سختگیری می کنم دربه رویم بسته ام از این و از آن خسته ام من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام من سمیه دیپلم ریاضی و متولد 16 خردادم ذوق و شوق دانشگاه رفتن همه دلخوشیم واینکه تنهای تنهام همه ناراحتیمه .تنهاکس تنهایی هام منو تو تنهاترین تنهاییم تنهای تنها گذاشت.تو وبلاگم بیشتر با تنهاییم آشنا می شین امیدوارم خوشتون بیاد و خوشحال می شم نظرتون رو هم بدونم..... |
| خط خطی های دلم |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
یه درد دل ساده |
|
RSS
|